4

مشتی های کبوترباز با معرفت

روزی نامه ای به امضای عده ای از بزرگان شيعه به دست امام صادق (عليه السلام) رسيد كه چند نفر از آنان خود حامل نامه بودند.
شكايت درباره رفاقت (مفضل بن عمر) وكيل امام صادق (عليه السلام)، در كوفه با عده ای كبوتربازان به ظاهر بی بند و بار بود.
امام (عليه السلام)، پس از خواندن نامه، نامه ای دربسته به وسيله همان چند نفر برای مفضل فرستاد. از حسن اتفاق موقعی نامه رسيد كه امضاء كنندگان در خانه او بودند.
او نامه را در حضور آنان باز كرد و خواند و سپس به دست آنها داد. آنان از مضمون نامه مطلع شدند كه امام در اين نامه تنها دستور چند قلم معامله به مفضل داده كه انجامش مستلزم رقمی درشت پول نقد می باشد و مفضل بايد آن را تهيه كند و درباره رفاقت مفضل با آنان در نامه امام هيچ اشاره ای نشده بود.
چون مسأله پول بود، آنها سر به زير انداخته و گفتند:
بايد پيرامون اين پول زياد فكر كنيم و بعد عذرخواهی هم كردند.
مفضل كه زيرک بود آنها را به صرف غذا دعوت كرد و نگذاشت از خانه بيرون روند.
آنگاه پی كبوتربازان فرستاد و آنان آمدند و در حضور آن عده براي اينان نامه امام را خواند.
كبوتربازان بدون عذرتراشی رفتند و هنوز مهمانان مشغول غذا خوردن بودند كه پول‌های زياد (از هزار درهم تا ده هزار درهم) را جمع و آن را تسليم مفضل كردند و رفتند!
در اين موقع مفضل به امضاء كنندگان رو كرد و گفت:
شما از من می خواهيد امثال اين جوانان را راه ندهم با اينكه امكان اصلاح اينان زياد است و در چنين مواردی باری از دين را به دوش كشند.

محبت محبت می آورد

ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯼ ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﻧﻤﯽﺷﺪ.
ﺍﻭ ﻧﺬﺭ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﻮﺩ، ﺗﺎ یک ﻣﺎﻩ ﺳﺮ ﻫﻤﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺍﺻﻼﺡ ﻛﻨﺪ!
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ شد
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ یک ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺵ شهر ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺷﺪ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥﻛﺎﺭ ﻫﻨﮕﺎمی که ﻗﻨﺎﺩ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻫﺪ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ از گرفتن پول امتناع کرد و ﻣﺎﺟﺮﺍی نذرش ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ.
ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، یک ﺟﻌﺒﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ یک ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮیک ﻭ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻗﻨﺎﺩ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ
ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ یک گلﻓﺮﻭﺵ  شهر ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺴﺎﺏ ﻛﻨﺪ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ گفت.
ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، یک ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ یک ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮیک ﻭ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﮔﻞ ﻓﺮﻭﺵ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ
ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ نیز بهمین منوال همسایگان امدند و ...
تا یکماه هم او مبلغی نگرفت واز طرفی همه ی مشتریان به فراخور شغل خود هدیه ای برای او آوروند

حدیثی از امام علی (علیه السلام)

امیر المؤمنین علی (ع) می فرمایند:
«أوحَی اللَّهُ ُِ تَعاَلَی اِلَی دَاوُدَ یَا دَاوُودُ تُرِیدُ وَ اُرِیدُوَلَا یَکُونُ اِلَّا مَا اُرِیدُ فَاِنْ أسْلَمْتَ لِمَا اُرِیدُ أَعطَیْتُکَ مَا تُرِیدُ وَ اِنْ لَمْ تُسْلِمْ لِمَا أُرِیدُ أَتْعَبْتُکَ فِیمَا تُرِیدُ ثُمَّ لَا یَکُونُ اِلَّا مَا اُرِیدُ!»
خداوند متعال به داوود (علیه السلام) وحی فرمود:
«ای داوود! تو می خواهی و من می خواهم؛ ولی فقط آن چیزی واقع می شود که من می خواهم.
 پس، اگر تسلیم خواست من شوی، خواست تو را هم تأمین می کنم؛
اما اگر تسلیم خواست من نشوی، تو را در راه خواسته ات به رنج و زحمت می افکنم و آنگاه همان می شود که من می خواهم.»

ذهن ما مانند یک تلویزیون با صدها شبکه است

ذهن ما مانند یک تلویزیون با صدها شبکه است ؛
و این ما هستیم که تصمیم می‌گیریم روی کدام شبکه باشیم!
شبکه رنجش ،
شبکه بخشش ،
شبکه نفرت ،
شبکه مهربانی ،
شبکه شادمانی،
یا شبکه برنامه تکراری دیروز !
تصمیم ما همان کنترل یا ریموت ماست.
پس، لحظاتت را با انتخاب بهترین شبکه‌ها سپری کن.
بدون شک زندگی‌ات زیبا خواهد شد

قلب پاک

به بعضی ها تا میگویی چرا  فلان عمل عبادی مثلا نماز که واجب است را اقامه  نمی کنی ،
فورا میگویند ... ای بابا اینها مهم نیست .
مهم این است که قلبت پاک باشد ...!
کدام قلب ؟
القب حرم الله  ولا تسکن حرم الله غیر الله "امام صادق علیه السلام"
اگر قلبت خدایی بود
اگر عباداتت به موقع
اگر قضاوت نکردی
دروغ نگفتی
خود را برتر ندیدی
زور نگفتی
حسادت نکردی
دیگران را بخشیدی
محبت کردی
خوبی و کمک به دیگران کردی
آن وقت میتوانی بگویی من قلبم پاک است!!

Copyright © 1387/11/11 - 1396 zohoor.ir تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه نشر معارف قرآن و ولایت محفوظ است.
Template Design:Akin Group
بازگشت به بالا