4

مختصری از زندگی نامه علامه حلی

 

چنان كه نقل است :
 مولای متقیان علی(علیه السلام) در مسیر حركت از كوفه به صفین بر تپه های بابل ، روی تل بزرگی ایستاد و اشاره به بیشه و نیزاری نمود و این سخن را فرمود:
- اینجا شهری است و چه شهری!
اصبغ بن نباته از یاران نزدیك حضرت، عرض كرد:
- یا امیرالمؤمنین! می بینم از وجود شهری در اینجا سخن می گویی، آیا در اینجا شهری بود و اكنون آثار آن از بین رفته است؟
فرمود:
- نه ! ولی در اینجا شهری به وجود می آید كه آن را «حله سیفیه» می گویند و مردی از تیره ی بنی اسد آن را بنا می كند و از این شهر، مردمی پاك سرشت پدید می آیند كه در پیشگاه خداوند مقرب و مستجاب الدعوه می شوند.

آیت الله علامه حلی در شب ۲۹ رمضان ۶۴۸ ه.ق در این شهر، ولادت یافت. مادرش، دختر حسن بن یحیی بن حسن حلّی، خواهر محقق حلّی است و پدرش شیخ یوسف سدیدالدین از دانشمندان و فقهای عصر خویش است.
علامه از طرف پدر به «آل مطهر»، پیوند می خورد كه خاندانی مقدس و همه اهل دانش، فضیلت و تقوا بودند. از آنها آثار و نوشته های گرانقدر به یادگار مانده كه تا به امروز، مورد استفاده ی دانش ‍ پژوهان قرار گرفته است. «آل مطهر» به قبیله ی بنی اسد كه بزرگترین قبیله عرب در شهر حله است، پیوند می خوردند كه مدت زمانی حكومت و سیادت از آنها بود.
پدر علامه در هنگام فتح بغداد، توسط هلاکوخان با شجاعت و درایت خویش، شهرهای حله و کوفه را از تعرض مغول دور نگاه داشت؛ در حالیکه اکثر مردم از ترس، از آن شهر گریخته بودند و اکثر علما قبل از اطلاع از حال خلیفه بغداد ، جرأت حضور در نزد هلاکوخان را نداشتند، او به محضر سلطان رسید و به او اطمینان داد که قلوب مردم این دو شهر با اوست و با استناد به روایتی از امام علی(علیه‌السّلام)، زوال خلافت بغداد را توسط هلاکو پیش بینی نمود.
حسن با راهنمایی دلسوزانه پدرش برای فراگیری قرآن مجید به مكتب خانه رفت و با تلاش و پیگیری مداوم و هوش و استعداد خدادادی كه داشت در زمانی كوتاه، خواندن قرآن را به خوبی یاد گرفت.
فرزند شیخ، نوشتن را در مكتب خانه آموخت ولی به این مقدار راضی نشد. از این رو، نزد معلم خصوصی رفت و در محضر شخصی به نام «محرم» با تلاش فراوان در اندك زمان، نوشتن را به خوبی فرا گرفت.
سپس مقدمات و مبادی علوم را در محضر پدر فاضل و فقیه خود آموخت و به سبب كسب این همه فضیلتها و نیكی ها در سنین كودكی به لقب جمال الدین(زینت و زیبایی دین) در بین خانواده و دانشمندان، مشهور گشت.
هنوز مدت زمانی از تحصیلش نگذشته بود كه با ذوق سرشار خدادادی و علاقه وافر، به تمام دانشهای بشری مانند فقه و حدیث، كلام و فلسفه، اصول فقه، منطق، ریاضیات و هندسه مسلط گردید و تجربه لازم را به دست آورد.
آوازه فضل و دانش وی به سرعت در سرزمین حله و دیگر شهرها پیچید و در مجالس درس و محیط فرهنگی، نامش را به نیكی و احترام یاد می كردند و «علامه»اش می خواندند.
یكی از دانشمندان می گوید:
علامه حلی نظیری ندارد، نه پیش از زمان خودش، نه بعد از آن. كسی كه در مجلس درس او پانصد مجتهد، تربیت شد.

بعد از رحلت محقق حلی در سال ۶۷۶ ه.ق كه زعامت و مرجعیت شیعیان را به عهده داشت، شاگردان ممتاز وی و فقها و دانشمندان حله، تنها علامه حلی را (كه از شاگردان برجسته و دست پرورده مكتب فقهی محقق حلی بود و فقها و مجتهدان بنام آن روزگار در حوزه ی درس وی شركت می كردند)، شایسته مرجعیت و پیشوایی دین می شناختند و این در زمانی بود كه فقط ۲۸ بهار از عمر شریف علامه گذشته بود.
عصر علامه را باید زمان توسعه فقه و شیعه و حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و دوره پیشرفت تمدن و دانش در گوشه و كنار جهان اسلام نامید؛ چرا كه علامه حلی، تلاش و كوشش خستگی ناپذیری در نشر علوم و فقه اسلام بر طبق مذهب اهل بیت نمود و در فقه، تحول و شیوه ای نو، ارائه كرد.
وی اولین فقیهی بود كه ریاضیات را به عنوان دانشی در فقه وارد كرد و به "فقه استدلالی"، تكامل بخشید.
علامه حلی در دوران حکومت مغولان در ایران، پس از بحث و مناظره، حقانیت مذهب شیعه امامیه را اثبات نمود؛ بطوریکه حاکم ایران "اولجایتو" مذهب شیعه را انتخاب کرد و به "سلطان محمد خدابنده" معروف گشت؛ به مذهب شیعه در ایران رسمیت داد و به نام امامان شیعه ، سکه زد و خطبه خواند.
علامه حلی، پس از یک دهه خدمات ارزنده فرهنگی در ایران، در سال۷۱۶ قمری ، بعد از مرگ سلطان محمد خدابنده به سرزمین حله برگشت و به تدریس و تألیف مشغول شد و تا آخر عمر، منصب مرجعیت و فتوا و زعامت شیعیان را به عهده داشت.
وی، سرانجام در ۲۱ محرم سال ۷۲۶ ه.ق در حلّه وفات نمود و در یکی از صحن‌های روضه امیرالمؤمنین علی (علیه‌السّلام)، در نجف اشرف دفن گردید.

نوشتن نظر

Copyright © 1387/11/11 - 1397 zohoor.ir تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه نشر معارف قرآن و ولایت محفوظ است.
Template Design:Akin Group
بازگشت به بالا