4

خلاصه ای از زندگینامه ی شهید بهشتی و شرح واقعه ی هفتم تیر 1360


خلاصه ای از زندگینامه ی شهید بهشتی


آیة الله دكتر سید محمد حسینی بهشتی در دوم آبان سال ۱۳۰۷ در محله لنبان اصفهان به دنیا آمد. شهید بهشتی تحصیلات خود را تا پایان سال دوم دبیرستان در آن شهر گذراند. به خاطر علاقه شدیدی كه به علوم اسلامی داشت به حوزه علمیه اصفهان وارد شد. دروس علمی را تا اواخر سطوح عالیه در همان حوزه خواند و در سال ۱۳۲۵ راهی حوزه علمیه قم گردید. ایشان پس از طی یك سلسله آموزش ها و كسب فیض از محضر اساتید و مراجع، به خصوص امام خمینی (ره) با عده ای از فضلای حوزه، درس اصول و فقه آیة الله داماد را كه مورد علاقه طلاب جوان بود بنیانگذاری كرد و در درس خارج امام خمینی (ره) حاضر شد.
شهید بهشتی پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۳۰، دوره لیسانس دانشكده الهیات و معارف اسلامی و همچنین در سال ۱۳۳۸، دوره دكترای این دانشكده را به پایان رسانید. وی از سال ۱۳۳۰ ، تدریس در دبیرستانهای قم را آغاز كرد و در سال ۱۳۳۳ ، دبیرستان دین و دانش قم را تأسیس نمود. از جمله خدمات فرهنگی ارزنده شهید بهشتی، می توان ایجاد امكانات آموزش زبان و علوم روز را برای فضلای حوزه علمیه قم نام برد. درهمین رابطه كانون اسلامی دانش آموزان و فرهنگیان قم را پایه گذاری كرد.
شهید بهشتی در سال ۱۳۴۲ مدرسه علمیه حقانی را تأسیس كرد و به كمك جمعی از فضلای حوزه علمیه اقدام به تشكیل گروه تحقیقاتی پیرامون حكومت در اسلام نمود. در همان اوقات توسط سازمان امنیت "ساواك" از قم به تهران انتقال یافت و در سال ۱۳۴۳ در تهیه برنامه جدید تعلیمات دینی مدارس شركت كرد و یك سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۴ به آلمان عزیمت كرد. در آنجا علاوه بر یك سلسله آموزشها و حركتها كه به طور طبیعی ناشی از اصالت فكری و عمق مغز ایدئولوژیك وی بود به بنیانگذاری گروه فارسی زبان در انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا اقدام كرد.
شهید بهشتی در سال ۱۳۴۹ به تهران بازگشت و جلسات تفسیر قرآن ایجاد كرد. در همین رابطه با همكاری شهید دكتر باهنر و دیگران در آموزش و پرورش مشغول تهیه كتاب تعلیمات دینی مدارس شدند.
 
در آذرماه ۱۳۵۷، ضمن تلاش گسترده ای جهت ایجاد روحانیت مبارز تهران به اتفاق شهیدان استاد مطهری و دكتر مفتح و آیات عظام مهدوی كنی و امامی كاشانی كوشید و جمعی دیگراز علمای مبارز درسراسر ایران به عنوان یك هسته اساسی از آن حمایت كرده و به آن پیوستند. طی سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۲ در دفاع از حكومت ملی دكتر مصدق به همراه روحانیت مبارز از چهره های فعال و كارسازی بود كه در به راه انداختن تظاهرات ضد رژیم در اصفهان نقش مهمی داشت.
ازآغاز قیام امام خمینی (ره) در سال ۱۳۴۱، به همكاری با جمعیتهای مؤتلفه اسلامی برخاست و به عضویت شورای روحانیت آن انتخاب گردید.
او در برگزاری راه پیمایی های عظیم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورای ۵۷ نقشی مؤثر داشت.
در آذرماه ۱۳۵۷ به فرمان امام خمینی(ره)، شورای انقلاب را تشکیل داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به عنوان ایدئولوگ و لیدر در صحنه های سیاسی، اجتماعی به فعالیت می پرداخت.
حزب جمهوری اسلامی را با هدف تربیت و شناسایی نخبگان سیاسی فرهنگی پایه گذاری نمود.
در تدوین قانون اساسی به عنوان نایب رئیس مجلس خبرگان ایفای نقش می کرد.
پس از استعفای دولت موقت در سال ۱۳۵۸، مدتی به عنوان وزیر دادگستری و سپس، از سوی امام خمینی(ره) به ریاست دیوان عالی کشور منصوب گردید.
وی سرانجام در حین انجام وظیفه در این سمت بود که در شامگاه ۷ تیر سال ۱۳۶۰ در حین سخنرانی در تالار حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار ساختمان حزب توسط منافقین به همراه کاروان ۷۲ نفره خود به خیل عظیم شهدای کربلا پیوست.


*****************************************************************

شــــرح واقعه ی هفتم تیر

انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در تاریخ هفتم تیرماه ۱۳۶۰، منجر به شهادت آیت‌الله بهشتی، دبیرکل حزب و ۷۲ تن از یاران امام شد.

حزب جمهوری اسلامی، جلسات هفتگی خود را یکشنبه‌ها برگزار می‌کرد. روز یکشنبه هفتم تیرماه ۱۳۶۰، نیز یکی از جلسات هفتگی حزب در دفتر مرکزی حزب، واقع در سرچشمه تهران با حضور جمعی از اعضای حزب، نمایندگان مجلس و وزرای دولت برگزار شد.

یک روز پس از سوء قصد به جان رهبر معظم انقلاب در ششم تیر ماه ۱۳۶۰، در ساعت ۲۰:۳۰دقیقه، شامگاه روز یکشنبه هفتم تیر ماه ۱۳۶۰، جلسه‌ای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، واقع در خیابان سرچشمه تهران برگزار شد.
 موضوع جلسه، تورم و انتخابات ریاست جمهوری آینده بود. پس از تلاوت قرآن و اعلام برنامه، آیت‌الله سید محمد حسینی بهشتی، سخنانش را به این شکل آغاز کرد:
«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برای ما مهره‌سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی‌گیرند، انتخاب شوند...
 در این لحظه دو بمب بسیار قوی در دفتر مرکزی حزب منفجر شد که بر اثر شدت انفجار، قسمتهایی از ساختمان فرو ریخت. شیشه‌های ساختمانهای اطراف نیز، کاملاً خرد شد. در نخستین ساعت پس از انفجار، صدها نفر از مردم تهران در خیابانهای اطراف دفتر مرکزی حزب اجتماع کردند و آمبولانسها بی‌امان در رفت و آمد بودند. سقف بتونی دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار بمب به کلی فرو ریخته بود و ده‌ها نفر زیر آوار مدفون شده بودند. اکثر مجروحین و شهدا که به آمبولانسها حمل می‌شدند، غرق در خون بودند و به هیچ وجه شناخته نمی‌شدند.

حادثه هفتم تیر:
 شش روز، پس از عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری و یک ماه قبل از فرار وی و مسعود رجوی سرکرده ی سازمان مجاهدین خلق به فرانسه صورت گرفت، سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمد جواد قدیری عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق و طراح اصلی انفجار مسجد ابوذر به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود که «روز هفتم تیر» کار یکسره خواهد شد.

دو روز بعد از فاجعه هفتم تیر، مردم برای تشییع شهدا، در میدان حسن آباد جمع شدند و به سوی «بهشت زهرا»، به حرکت درآمدند. شهدا، یکی پس از دیگری بر روی دست‏های مردم به خاک سپرده می‏‌شدند و تا عصر آن روز، ۲۸ تن از شهیدان دفن شدند و تشییع بقیه، از جمله شهید دکتر بهشتی، فردای آن روز با حضور پرشور مردم انجام شد.


عامل واقعه هفتم تیر چه کسی بود؟
در تحقیقات مشخص شد که این عمل وحشیانه، توسط سازمان آمریکایی مجاهدین خلق، تدارک دیده شده و یکی از افراد مؤثر در این جنایت، فردی است به اسم «محمدرضا کلاهی صمدی» که مشخصات نامبرده به شرح زیر اعلام شد:

محمدرضا کلاهی فرزند حسن، متولد ۱۳۳۸، دارنده ی شماره شناسنامه ۱۲۵۱، دانشجوی سال اول رشته برق دانشگاه علم و صنعت ایران و دارای دیپلم ریاضی از دبیرستان بامداد واقع در خیابان جمهوری اسلامی، خیابان گلشن، که نامبرده در حین وقوع حادثه، متواری شده است.

اسامی شهدای انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی:

۱- آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی، رییس دیوان عالی کشور
۲- رحمان استکی، نماینده ی مردم شهرکرد
۳- دکتر سید محمد باقری لواسانی، نماینده ی مردم تهران
۴- دکتر سید رضا پاک نژاد، نماینده ی مردم یزد
۵- علیرضا چراغ زاده دزفولی، نماینده ی مردم رامهرمز
۶- حجت الاسلام غلامحسین حقانی، نماینده ی مردم بندرعباس
۷- حجت الاسلام محمد علی حیدری، نماینده ی مردم نهاوند
۸- حجت الاسلام سید محمد تقی حسینی طباطبایی، نماینده ی مردم زابل
۹- عباس حیدری، نماینده ی مردم بوشهر
۱۰- دکتر سید شمس الدین حسینی نایینی، نماینده ی مردم نایین
۱۱- سید محمد کاظم دانش، نماینده ی مردم شوش و اندیمشک
۱۲- علی اکبر دهقان، نماینده ی مردم تربت جام
۱۳- دکتر عبدالحمید دیالمه، نماینده ی مردم بوشهر
۱۴- حجت الاسلام دکتر غلامرضا دانش آشتیانی، نماینده ی مردم تفرش و آشتیان
۱۵- حجت الاسلام سید فخر الدین رحیمی، نماینده ی مردم ملاوی لرستان
۱۶- سید محمد جواد شرافت، نماینده ی مردم شوشتر
۱۷- میربهزاد شهریاری، نماینده ی مردم رودباران
۱۸- حجت الاسلام محمد حسین صادقی، نماینده ی مردم درود و ازنا
۱۹- دکتر قاسم صادقی، نماینده ی مردم مشهد
۲۰- حجت الاسلام سید نور الله طباطبایی نژاد، نماینده ی مردم اردستان
۲۱- حجت الاسلام حسن طیبی، نماینده ی مردم اسفراین
۲۲- سیف الله عبدالکریمی، نماینده ی مردم لنگرود
۲۳- حجت الاسلام عبدالوهاب قاسمی، نماینده مردم ساری
۲۴- حجت الاسلام عمادالدین کریمی، نماینده ی مردم نوشهر
۲۵- حجت الاسلام محمد منتظری، نماینده ی مردم نجف آباد
۲۶- عباسعلی ناطق نوری، نماینده ی مردم نور
۲۷- مهدی نصیری لاری، نماینده ی مردم لارستان
۲۸- حجت الاسلام علی هاشمی سنجانی، نماینده ی مردم اراک
۲۹- دکتر حسن عباسپور، وزیر نیرو
۳۰- دکتر محمد علی فیاض بخش، وزیر مشاور و سرپرست سازمان بهزیستی کشور
۳۱- دکتر محمود قندی، وزیر پست و تلگراف و تلفن
۳۲- موسی کلانتری، وزیر راه و ترابری
۳۳- دکتر جواد اسداله زاده، معاون بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی
۳۴- عباس ارشاد، معاون دفتر آموزش سازمان بهزیستی
۳۵- مهدی امین زاده، معاون بازرگانی داخلی وزارت بازرگانی
۳۶- محمد صادق اسلامی، معاون پارلمانی و هماهنگی وزارت بارزگانی
۳۷- مهندس محمد تفویضی زواره، معاون وزارت راه و ترابری
۳۸- دکتر هاشم جعفری معیری، معاون امور مالی وزارت بهداری
۳۹- ایرج شهسواری، معاون وزارت آموزش و پرورش
۴۰- عباس شاهوی، معاون وزارت بازرگانی
۴۱- دکتر حسن عضدی، معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالی
۴۲- حبیب الله مهمانچی، معاون امور پارلمانی و هماهنگی وزارت کار
۴۳- غلامعلی معتمدی، معاون رفاه تعاون وزارت آموزش و پروش
۴۴- سید کاظم موسوی، معاون وزارت آموزش و پرورش
۴۵- حسن اجاره دار (حسنی)، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و سردبیر نشریه ی عروة الوثقی
۴۶- عباس ابراهیمیان، عضو حزب جمهوری اسلامی
۴۷- حجت الاسلام علی اکبر اژه ای، عضو دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی
۴۸- علی اصغر آقا زمانی، عضو حزب جمهوری اسلامی
۴۹- محمود بالاگر، عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۰- حسن بخشایش، عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۱- محمدپور ولی، عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۲- رضا ترابی، عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۳- مهندس مهدی حاجیان مقدم، مسؤول آموزش واحد مهندسین حزب جمهوری اسلامی
۵۴- محمد خوش زبان، عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۵- علی درخشان، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی
۵۶- جواد سرافراز، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی
۵۷- حجت الاسلام حسین سعادتی، عضو حزب جمهوری اسلامی (مسؤول آموزش شهرستان ها)
۵۸- حبیب الله مهدی زاده طالعی، عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۹- سید محمد موسوی فر، عضو حزب جمهوری اسلامی
۶۰- محسن مولایی، عضو حزب جمهوری اسلامی
۶۱- جواد مالکی، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی
۶۲- حجت الاسلام عبدالحسین اکبری مازندرانی ساروی، عضو هیأت پنج نفره ی کشاورزی منطقه ی مازندران
۶۳- مهندس حسین اکبری، مدیرعامل بانک کشاورزی
۶۴- مهندس هادی امینی، عضو واحد مهندسین حزب مهندسین اسلامی
۶۵- سید محمد پاک نژاد، عضو هیأت مدیره ی چوب و کاغذ
۶۶- محمد رواقی، مدیر شرکت فرش ایران
۶۷- مهندس توحید رزمجو، عضو هیأت مدیره ی گروه صنعتی ملی
۶۸- علی اکبر سلیمی جهرمی، دبیر کل سازمان امور اداری و استخدامی
۶۹- جواد سرحدی، مدیرعامل سازمان تعاون مصرف شهر و روستا
۷۰- محمد حسن محمد عینی
۷۱- حبیب مالکی، فرماندار ایرانشهر
۷۲- مهندس محمد علی مجیدی، مشاور عمرانی وزارت کشور.

*****************************************************************

پیام امام خمینی(ره) در رابطه با فاجعه ۷ تیر(بهشتی ساده زیست):

«بسم الله الرحمن الرحیم»
«انا لله و انا الیه راجعون»

ملتی که برای اقامه ی عدل اسلامی و اجرای احکام قرآن مجید و کوتاه کردن دست جنایتکاران ابرقدرت و زیستن با استقلال و آزادی، قیام نموده است و به خود باکی راه نمی‌دهد که دست جنایت ابرقدرتها از آستین مشتی جنایتکار حرفه‌ای بیرون آید و بهترین فرزندان راستین او را به شهادت رساند،
مگر شهادت، ارثی نیست که از موالیان ما که حیات را عقیده و جهاد می‌دانستند و در راه مکتب پر افتخار اسلام با خون خود و جوانان عزیز خود، از آن پاسداری می‌کردند به ملت شهید پرور ما رسیده است،
مگر عزت و شرف و ارزشهای انسانی، گوهرهای گران‌بهایی نیستند که اسلام صالح این مکتب عمر خود و یاران خود را در راه حراست و نگهبانی از آن وقف نمودند.
مگر ما پیروان پاکان سرباخته در راه هدف نیستیم که از شهادت عزیزان خود به دل تردیدی راه دهیم،
مگر دشمن قدرت آن دارد که با جنایت خود مکارم و ارزشهای انسانی شهیدان عزیز ما را از آنان سلب کند،
مگر دشمنان فضیلت، می‌توانند جز این خرقه خاکی را از دوستان خدا و عاشقان حقیقت بگیرند.

بگذار این ددمنشان که جز به (من) و ماهای خود نمی‌اندیشند (یاکلون کما تاکل الانعام)، عاشقان راه خدا را از بند طبیعت رهانده و به فضای آزاد جوار معشوق برسانند.

 ننگتان باد! ای تفاله‌های شیطان، و عارتان باد ای خود فروختگان به جنایتکاران بین‌المللی که در سوراخها خزیده و در مقابل ملتی که در برابر ابرقدرتها برخاسته است به خرابکاریهای جاهلانه پرداخته‌اید، عیب بزرگ شما و هوادارانتان آن است که نه از اسلام و قدرت معنوی آن و نه از ملت مسلمان و انگیزه فداکاری او، اطلاعی دارید.

شما ملتی را که برای سقوط رژیم پلید پهلوی و رها شدن از اسارت شیطان بزرگ، ده‌ها جوان عزیز خود را فدا کرد و با شجاعت بی‌مانند ایستاد و خم به ابرو نیاورد، نشناخته‌اید.
شما ملتی را که معلولاتشان در تختهای بیمارستانها، آرزوی شهادت می‌کنند و یاران را به شهادت دعوت می‌کنند، نشناخته‌اید.
 شما کوردلان؛
 با آنکه دیده‌اید با به شهادت رساندن شخصیتهای بزرگ، صفوف فداکاری در راه اسلام، فشرده‌تر و عزم آنان مصمم‌تر می‌شود،
با به شهادت رساندن عزیزانی چون شهید بهشتی و شهدای عزیز مجلس و کابینه و با حربه ی ناسزا و تهمتهای ناجوانمردانه، حمله کردید که آنها را از ملت جدا کنید و اکنون که آن حربه از کار افتاد و کوس رسوائی همه‌تان بر سر بازارها زده شد، در سوراخها خزیده و دست به جنایاتی ابلهانه زده‌اید که به خیال خام خود، ملت شهید پرور و فداکار را با این اعمال وحشیانه بترسانید و نمی‌دانید که در قاموس شهادت، واژه ی وحشت نیست.
اکنون، اسلام به این شهیدان و شهیدپروران افتخار می‌کند و با سرافرازی، همه مردم را دعوت به پایداری می‌نماید و ما مصمّم هستیم که روزی رخش به بینیم و این جان که از اوست، تسلیم وی کنیم.

ملت ایران در این فاجعه بزرگ، ۷۲ تن بی‌گناه، به‌ عدد شهدای کربلا از دست داد، ملت ایران سرافراز است که مردانی را به جامعه تقدیم می‌کند که خود را وقف خدمت به اسلام و مسلمین کرده بودند و دشمنان خلق، گروهی را شهید نمودند که برای مشورت در مصالح کشور گردهم آمده بودند.
ملت عزیز؛ این کوردلان، مدعی مجاهدت برای خلق، ‌گروهی را از خلق گرفتند که از خدمتگزاران فعال و صدیق بودند.

گیرم شما با دکتر بهشتی، که مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و به خصوص شما بود، دشمنی  سرسختانه داشتید،
با بیش از ۷۰ نفر بیگناه، که بسیارشان از بهترین خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان کشور و ملت بودند چه دشمنی داشتید؛ جز آنکه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صاف کنان چپاولگران شرق و غرب می باشید.

ما گرچه، دوستان و عزیزان وفاداری را از دست دادیم که هر یک برای ملت ستمدیده، استوانه بسیار قوی و پشتوانه ارزشمند بودند، ما گرچه برادران بسیار متعددی را از دست دادیم که (اشداء علی الکفار رحماء بینهم) بودند و برای ملت مظلوم و نهادهای انقلابی، سدی استوار و شجره ای ثمربخش به شمار می رفتند، لکن سیل خروشان خلق و امواج شکننده ی ملت با اتحاد و اتکال به خدای بزرگ هر کمبودی را جبران خواهد کرد.

ملت ایران با اعتماد به قدرت لایزال قادر متعال همچون دریائی مواج به پیش می رود و در مقابل ابرقدرتها وتفاله های آنان با صفی مرصوص ایستاده است و شما درماندگان عاجز را که در سوراخها خزیده اید و نفسهای آخر را می کشید به جهنم می فرستد و خداوند بزرگ پشت و پناه این کشور و ملت است.

اینجانب، بار دیگر این ضایعه عظیم را به حضور "بقیه الله ارواحنا الفداه" و ملتهای مظلوم جهان و ملت رزمنده  ایران، تبریک و تسلیت عرض می کنم.

نوشتن نظر

چون در این سایت شناسایی پیام دهنده حتی با ایمیل و آی پی فرعی آسان است لذا عواقب قانونی ارسال پیام های حاوی توهین متوجه ارسال کننده می باشد!

Copyright © 1387/11/11 - 1397 zohoor.ir تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه نشر معارف قرآن و ولایت محفوظ است.
Template Design:Akin Group
بازگشت به بالا