4

مختصری از زندگی نامه خواص دارای ژن برتر از لقمه حلال ؛ شهید محمد رضا پور کیان

**************************************************************************

محمدرضا پورکیان، سال ۱۳۳۸ ه.ش در شهرستان امیدیه و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش در دوران حکومت مستبدانه پهلوی، مقلد امام (ره) بود.

او دوران ابتدایی را در سال ۱۳۴۴ در دبستان ابن سینا گذراند و از دانش آموزان ممتاز به شمار می آمد . از هوش و ذکاوت فوق العاده ای برخوردار بود، به طوری که علیرغم سن کم، حافظ کل قرآن و بخش زیادی از نهج البلاغه شد .

اواخر دوره دبیرستان ، در مسجد جامع امیدیه ، کتابخانه اسلامی تأسیس کرد و با دعوت روحانیون آگاه، تلاش زیادی برای آشنایی مردم این منطقه با مسائل جاری کشور و خیانت های شاه به کشور و مردم انجام داد.
او با تشکیل کلاس معارف اسلامی و قرآن، ارتباط با علما و مراجع بزرگ شیعه در شهر قم ؛کتابهایی را به امیدیه و آغاجاری منتقل می کرد که کشف هر جلد از آنها ، سالها زندان و شکنجه را برایش به ارمغان داشت.

محمدرضا در دوران دبیرستان، با نوشتن مقاله و شعار بر علیه رژیم ستمگر شاه ، عده ای از دبیران و دانش آموزان را جذب افکار ناب اسلامی کرد.
در سال ۱۳۵۴ ، پس از نوشتن مقاله ای در مورد ماهیت رژیم و وابستگی او به آمریکا ، مورد تعقیب سازمان امنیت شاه قرار گرفت ، مدرسه تعطیل شد و مأمورین شاه برای دستگیری او وارد مدرسه شدند، اما او موفق به فرار شد .

مدتی بعد به جرم اقدام علیه امنیت کشور در مناطق نفت خیز، دستگیر، بازداشت و شکنجه شد اما با وساطت یکی از آشنایان در اداره شهربانی، آزاد شد که اگر وساطت این افسر مؤمن نبود ، اعدام محمدرضا قطعی بود.

او در همین مقطع به گروه منصورون پیوست و با نام مستعار "رضا احمد آبادی" به تحصیلاتش ادامه داد و دیپلم ریاضی را در اهواز اخذ کرد .
سپس در آزمون سراسری شرکت کرد و ضمن قبولی در رشته مهندسی عمران ، از سوی وزارت علوم قبل از انقلاب، نامزد اعزام به دانشگاه خارج از کشور شد اما او رشته مهندسی عمران دانشگاه اهواز را انتخاب کرد .
 او در این مقطع با کمک عده ای از همکلاسی هایش مثل "ناصرمیرعلایی" و شهید "حمید معینیان"، تشکل دانشجویی"سربازان گمنام " را سازمان داد که نقش عمده ای در اعتصابات و مبارزات انقلابی با حکومت شاه در سطح ادارات، به خصوص شرکت نفت داشت.

 بعد از پیروزی انقلاب، به همراه محسن رضایی و علی شمخانی در تشکیل سپاه پاسداران نقش به سزایی ایفا کرد. مسئولیت ستاد فرماندهی و قائم مقام سپاه پاسداران اهواز را پذیرفت. سپس برای رسیدگی به نابسامانی شهرستان رامهرمز و تأسیس سپاه به آنجا رفت و نقش مهمی در تشکیل هسته های مقاومت بسیج خواهران و برادران و اخراج عناصر منافق و دستگیری عناصر وابسته به طاغوت ایفا نمود.
سپس با گروه های منافق که درصدد تجزیه استان خوزستان بودند، به مبارزه برخاست و در زمان جنگ تحمیلی به عنوان فرمانده سپاه سوسنگرد معرفی شد.

 ۲۳مهرماه ۱۳۵۹، لشگر ۹ زرهی عراق در جریان تسخیر شهر اهواز بعد از شکست سنگینی که از جوانان غیور اهواز متحمل شد، تصمیم گرفت تیپ ۴۳ زرهی خود را از مسیر جفیر به کرخه کور انتقال داده و با عبور از آن رودخانه، جاده حمیدیه_سوسنگرد را در منطقه جرگه سیدعلی قطع کند و خود را به کرخه رسانده و شهر سوسنگرد را برای بار دوم، اشغال نماید.
در این روز دشمن جاده را قطع کرد، به جرگه سیدعلی هم رسید و خیز بعدی را برای اشغال سوسنگرد برمی‌داشت، غافل از اینکه در سوسنگرد شیری هست، بنام محمدرضا پورکیان.
محمدرضا به خوبی می‌دانست، یک تیپ زرهی سوسنگرد را محاصره کرده، این اطلاعات از طریق حسن باقری به او داده شد. همه موجودی‌اش را که ۴۰ نفر نیروی سپاه سوسنگرد بود، برداشت و به دشمن حمله کرد و موفق شد، دشمن را به عقب براند. بعد هم به تعقیب آن‌ها پرداخت، تانک‌ها عقب نشستند و پورکیان به تعقیب آن‌ها رفت. درگیری سخت شد. ۴ نفر از یارانش به شهادت رسیدند.
دانشجوی پاسدار محمدرضا پورکیان، دلاورانه نبرد تن با تانک را تاریخی نمود؛ او به نبرد ادامه داد و پنج دستگاه از تانک‌های دشمن را منهدم کرد و سرانجام در این نبرد، بر اثر اصابت گلوله به پیشانی اش ، به شهادت رسید.

Copyright © 1387/11/11 - 1397 zohoor.ir تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه نشر معارف قرآن و ولایت محفوظ است.
Template Design:Akin Group
بازگشت به بالا