4

ملاقات با امام خمینی (ره) در بهشت برزخی امام خمینی(ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

خرداد ۱۳۶۸ چند روز پس از رحلت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه): قبلاً عرض شد، هنگامی که بدن مطهر حضرت امام برای وداع با امت در مصلی تهران بود، بنده شب همان بالا کنار بدن مطهرشان که در شیشه ای قرار داشت، حضور داشتم. و در روز تشییع نیز، حقیر پس از اقامه نماز میت توسط حضرت آیت الله گلپایگانی (ره)، بر بدن امام راحل (ره) در مصلی چون در مقابل ایشان جلوی تابوت بودم توفیق داشتم جلوی تابوت را گرفته و از زمین بلند کردم و تا رساندن به بهشت زهرا (سلام الله علیها)، همراه تابوت حامل بدن امام (ره) بودم.(باتفاق آقای انصاری که مسئول تدفین بود ) و... ضمناً، حقیر این توفیق را هم داشتم که بدن حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی را با کمک آیت الله صافی دامادشان از تابوت به داخل قبر قرار دهم و... قبل از ذکر ملاقات با امام (ره)، در بهشت برزخی اختصاصی خودشان لازم است عرض کنم: در آن سالها حقیر یک حالاتی داشتم که هم خوب بود و هم کمی زیاده روی بود، به عنوان مثال؛ برای درک زوال ظهر که قرآن کریم می فرماید:«حافظوا علی صلواتکم صلوة الوسطی» اگر امام جماعت مسجد از زوال ظهر دیرتر می آمد، بنده نماز ظهر را در انتهای مسجد، فُرادیٰ اقامه می نمودم و نَفْسم خوشحال بود که به موقع و باحال اقامه کردم و منتظر جماعت نشدم و این روال ا دامه داشت تا... اما، چند روزی از رحلت حضرت امام خمينی (ره) نگذشته بود ... روزی ديدم در بهشت برزخی هستم و در آنجا با آدرسی كه در دست داشتم دنبال پيدا نمودن بهشت برزخی امام خمينی(ره) مي باشم. مناظر زيبای آنجا در حقيقت مصداق آيه شريفه«...جنات تجری من تحته الانهار» بود. اما چه اشجاری و چه تلألويی در برگهای درختان رويايی و سر به فلك كشيده و درحقيقت دل انگيز و غير قابل توصيف. به مكان استقرار حضرت امام (ره) يا همان بهشت برزخی ايشان رسيدم. در ورودی بزرگ و بسيار زيبايی داشت و بر سر در ورودی آن باغ بهشتی، آرم مقدس جمهوری اسلامی ايران با نور سبز و طلايی بسيار زيبا و جذّاب به چشم مي خورد. از طرفی انبوه شاخه هاي سربه فلك كشيده در ختان آنجا با برگهايی كه شبيه برگ درختان زمينی امّا هزاران برابر زيباتر، چشم نواز و بسيار خيره كننده بود. لذّت معنوِی فوق العاده ای را به قلب و روح منتقل مي كرد كه شرح آن مشكل مي باشد. وارد شدم. در وسط آن باغ غير قابل توصيف تختی نسبتاً بزرگ بود كه در انتها و بالای تخت امام خمينی (ره)، بر چند (متكا)، به صورتی كه يك پای مباركشان جمع بود و دست راستشان روی زانوی مبارك پای ديگر بود، تكيه داده بودند. من جلوی تخت بصورت دو زانو نشستم و سلام نمودم و ايشان با همان تُن صدای بی نظير و مهربان خود جواب سلام مرا دادند. سپس فرمودند : «فرزندم يدالله مع الجماعه ... » دست خدا با جماعت است، با جماعت نماز بخوان و با جماعت دعا كن. __________________ اقل خدام الولایة،"س.م.رحمتی۶۳۴۸"

نوشتن نظر

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

عمومی ۲

Copyright © 1387/11/11 - 1397 zohoor.ir تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه نشر معارف قرآن و ولایت محفوظ است.
Template Design:Akin Group
بازگشت به بالا