4

بسم الله الرحمن الرحيم

ذكر برخى از كرامات اولياء الهى( غير معصوم)

١-

ازحسين بن على بن محمّد قمّى معروف به ابو على بغدادى نقل است كه گفت :

من در شهر بخارا بودم، شخصى به نام ابن جاوشير به من ده شمش طلا داد و گفت اينها را در بغداد به شيخ أبو القاسم، حسين بن روح [سوّمين نايب خاصّ امام عصر عجّل اللّه فرجه]برسان،

آن شمش هاى طلا را همراه خود حمل كردم، وقتى كه به «امويه» (شهرى كه در راه بخارا، از راه مرو، قرار دارد و در جانب غربى جيحون مى‌باشد)

رسيدم، يكى از آن شمش‌ها گم شد، و نفهميدم كه در كجا افتاد،  تا اينكه وارد بغداد شدم، آن شمش‌ها را در آوردم كه به حسين بن روح (ره) بپردازم، ديدم يكى كم است، بجاى آن، يك شمش طلا خريدم، و نزد شيخ أبو القاسم، حسين بن روح (ره) رفتم و ده شمش را نزدش نهادم، به من فرمود: آن يكى را كه خريده‌اى بردار (و با دست به آن يكى اشاره كرد) مال خودت باشد، آنكه گم شده به ما رسيده است، آن را بيرون آورد، ديدم همان است كه گم شده بود. 

٢-

 در ادامه درنقل ديگرى ،ابو على بغدادى افزود:

همان سال در بغداد، زنى مرا ديد و گفت:

وكيل مولاى شما كيست؟ يكى از اهالى قم، به او گفت:  ابو القاسم، حسين بن روح  است، و به من اشاره كرد (كه من جايگاه وكيل را مى‌دانم) ، همراه آن بانو نزد شيخ حسين بن روح (ره) رفتيم. آن زن از شيخ حسين بن روح پرسيد:

 در نزد من چيست؟ ، شيخ گفت: هر چه در نزد تو هست، آن را به رود دجله بيفكن، سپس نزد من بيا تا به تو خبر دهم كه آن چيست كه در نزد تو است. 

آن زن رفت و هر چه داشت آن را در ميان دجله انداخت، سپس بازگشت و نزد شيخ أبو القاسم، حسين بن روح (ره) آمد. 

شيخ أبو القاسم (ره) به كنيزش گفت: آن حقّه (١)را بياور، كنيز آن حقّه را آورد، شيخ به آن زن گفت: اين همان حقّه است كه همراه تو بود و آن را به دجله افكندى، آيا مى‌خواهى از آنچه در درون آن است خبر دهم، يا خودت خبر مى‌دهى؟ 

زن گفت: بلكه تو خبر بده مرا . 

شيخ أبو القاسم گفت: در اين حقّه، يك جفت دستبند طلا و يك حلقه بزرگ گوهرنشان، و دو حلقه كوچك گوهرنشان، و دو انگشتر فيروزه و عقيق وجود دارد ، آنگاه سر حقّه را باز كردند، همان گونه كه شيخ گفته بود، همان در ميان آن بود، آن حقّه را به آن بانو نشان دادند، خوب نگاه كرد، گفت: اين همان است كه آن را عينا حمل نموده و به دجله انداختم . 

در اين هنگام من و آن بانو، غرق سرور و شادى شديم، از اينكه چنان دليل و معجزۀ نشانۀ صدق ديديم، و از شوق و شعف، مدهوش گشتيم.

 ابو على بغدادى بعد از بيان اين ماجرا، گفت: خدا را گواه مى‌گيرم كه اين ماجرا را بدون كم و زياد، نقل نمودم


١-  حقّه: قوطى، يا ظرف كوچك در بسته. 

 

نوشتن دیدگاه


١- بلحاظ قانونی هر فرد مسئول محتوای نظر ارسالی خود است ،که از طریق قانون با آی پی شناسایی و پيگيرى می شود

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

© 1387/11/11 - 1403 islamicworld.ir  تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه نشر معارف قرآن و ولایتislamicworld.ir محفوظ است.
Template Design:Akin Group
کانال