هوشیاری
بسمه‌تعالی
 به
 نیروهای مسلح افتخار آفرین ،عزیزوجان برکف و دستگاه دیپلماسی  کشور عزیزمان ایران اسلامی
سلام علیکم 

 

اینجانب با انگیزه‌ای فرهنگی و دغدغه‌مند نسبت به تحولات راهبردی منطقه و جهان و خشنود از موفقیت بزرگ مان در حمله موشکی به بزرگترین پایگاه آمریکا درقطر و درهم کوبیدن هیمنه پوشالی آمریکا "شیطان بزرگ" نگاتی را درخصوص رفتارهای اخیر رئیس‌جمهور خبیث آمریکا و پیامدهای آن برای امنیت ملی کشور، به استحضار می‌رسانم.

پس از حمله‌ی موفق، دقیق و بازدارنده‌ی جمهوری اسلامی ایران به بایگاه نظامی آمریکایی در قطر، که به اذعان بسیاری از تحلیل‌گران، موجب غافل‌گیری، شوک محاسباتی و تغییر فضای روانی در سطوح تصمیم‌سازی واشنگتن شد، رئیس‌جمهور آمریکا به‌طور ناکهانی و بدون هماهنگی رسمی با متحدان خود، از
 " آتش‌بس کامل" سخن گفت.
 این اقدام، چنان‌که رسانه‌های داخلی نیز اشاره کرده‌اند، نه از موضع صلح‌طلبی بلکه نشانه‌ای از اثرگذاری ضربه ایران و اضطراب طرف آمریکایی ارزیابی می‌شود.

اما بر پایه‌ی شناختی که از الگوی رفتاری دولت ترامپ در سال‌های گذشته حاصل شده، نادیده گرفتن امکان فریب تاکتیکی در چنین تصمیم‌هایی، ممکن است هزینه‌هایی جبران‌ناپذیر ایجاد کند. 
این سبک رفتار، در کذشته نیز سابقه داشته و مبتنی بر چند محور شناخته‌شده است:
 با طرح پیشنهادهای فریبنده وبا ظاهر مذاکره، طرف مقابل را از سطح هشدار پایین می‌آورد؛ هم‌زمان، تحرکات امنیتی یا خرابکاری میدانی شدت می‌گیرد؛ اقدامات تهاجمی به بازیگران نیابتی همچون رژیم صهیونیستی واگذار می‌شود تا آمریکا خود را در جایگاه دیپلماتیک حفظ کرده و در صورت واکنش، از هزینه‌ی مستقیم پرهیز کند؛ و در نهایت با خلق فضایی از تنش ساختگی، در خیال واهی خود،دیگران را وادار به عقب‌نشینی یا امتیازدهی می‌کند.
تحلیل‌گرانی نظیر جفری ساچز و طارق رامتان نیز این الگو را در قالب سیاست «توازن بحران‌زا» بارها تحلیل کرده‌اند. رفتار اخیر ترامپ نیز، به‌جای آنکه نشانه‌ی پایان درگیری تلقی شود، محتمل است بخشی از سناریویی ترکیبی برای ضربهٔ ناگهانی در پوشش مذاکره باشد.
آنچه این‌بار اهمیت مضاعف دارد، این است که حمله‌ موشکی ایران نشان داد کشورمان قادر است معادلات قدرت را نه فقط در موضع دفاع، بلکه در تحمیل قواعد جدید بازدارندگی بازنویسی کند. این موففیت، نه فقط در عرصه نظامی، بلکه در عرصه روانی دشمن، شکاف‌هایی جدی ایجاد کرده است؛ شگافی که ممکن است تلاش کنند با ترفند مذاکره و حمله نیابتی پنهان، ترمیم شود.

بر همین اساس، پیشنهاد می‌شود ساختارهای ذی‌ربط کشور، در مواجهه با پیام‌های دیپلماتیک اخیر ایالات متحده، دچار ارزیابی کاملا خوش‌بینانه نگردند. 
حفظ آمادگی روانی، بازدارندگی اطلاعاتی و انسجام جبهه داخلی، ضرورتی حیاتی دارد تا ترفندهای محتمل با هوشیاری پاسخ داده شود.

این تحلیل، در نهایت صرفاً نگاهی است خردمندانه در خدمت دستگاه ولایی، و امید است بتواند سهمی کوچک در روشن‌سازی مسیر پیش‌رو ایفا نماید.

با اخلاص واحترام 
وجود پرخیرتان همواره مستدام
الاحقر  س.م.ر
خادم پایگاه اسلام جهانی

صبح سه شنبه سوم تیر۱۴۰۴

۲۷ ذی الحجه۱۴۴۶