غیبت به‌مثابه حضور تاریخی
درآمدی بر دکترین مهدویت در جهانِ پس از فروپاشی اخلاق و قانون

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

﴿وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعَفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ﴾

 

 جهان معاصر، بیش از همیشه، به حجت و معنایی نیاز دارد که بتواند قدرت را مهار کند و مسیر زندگی را روشن سازد. در چنین وضعیتی، سخن کفتن ازانسان کامل و منجی، اعتراف تاریخ است به این حقیقت که ادامه مسیر، بدون حضور حقیقت وحجت الهی، ممکن نیست.
انتظار، فهم لحظه‌ای است که تاریخ به آستانه پرسش نهایی خود رسیده است:

آیا انسان می‌تواند بدون حجت خدا، جهان را اداره کند؟
در منطق شیعه(اسلام ناب)، امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) حقیقتی زنده و حاضر در متن عالم است
غیبت او شیوه‌ای خاص از حضور است؛ حضوری که امکان تحریف و مصادره را از ساختارهای قدرت می‌گیرد او زنده است، ناظر است و تاریخ را به حال خود رها نکرده،

اما ظهور آن‌جناب  نتیجه رسیدن بشر به بلوغ و آمادگی برای پذیرش عدالت نهایی است.
امام زمان(سلام الله علیه) برای پایان دادن به منطقی می‌آید که زور را جانشین حق و کارآمدی تزویروظلم  را بر عدالت مقدم می‌داند.

ظهور، پایان یک پارادایم تاریخی و آغاز جهانی است که عدالت، حقیقت و انسانیت، نورِ راه آن خواهد بود.
 

غیبت اماعصر(عج) حفظ وعده و آینده است تا جهان آماده شود و بشریت طالب واقعی عدالت گردد.
 

والبته همانگونه که بارها در این خصوص در این پایگاه گفته ایم ،هر انسانی که تقوی ،ظرفیت صدق، تهذیب نفس و عقلانیت را پرورش دهد، می‌تواند از غیبت عام به حضور خاص نزدیک شود؛

نکته؛

توفیق تشرف وحضور مسئولیتی بزرگ و نورانی است چرا ؟ از آنجاکه پس از ظهورعام به درخواست امام عصر از خدای متعال عقول انسان‌ها افزایش پیدا میکند، آنکس که در دوران غیبت به ظهورخاص(توفیق تشرف)

 می‌رسد عقلش به قدر ظرفیت وجودی کامل می‌شودولذا از این جهت مسئولیتش سنگین خواهد شد،
واما در تحولات جهان شاهد هستیم ،نشانه افشاگری و آماده‌سازی برای ظهور است

وانقلاب اسلامی، نور امیدی است که انحصار معنای جهان را به چالش کشیده و راه را برای تحقق عدالت مهدوی هموار می‌کند.

ایستادگی در برابر نظم مسلط(۱) نشان بلوغ و صبر یک جریان تاریخی است، نه ضعف.

امام زمان قرار نیست بار مسئولیت انسان‌ها را بردارد؛ او (علیه السلام)  ظهور می‌کند وقتی جریان حق، هزینه ایستادن را پرداخته باشد و جهان، حداقل در وجدان جمعی، بفهمد که عدالت بدون فداکاری ممکن نیست.
ولذامنتظر واقعی، انسانی است که پیش از ظهور، شبیه امام زندگی کند و اگر حجت ظاهر شد، از نور عدالت او نگریزد،
اگر جهان امروز خشن و عریان شده است، بشارت دهنده است؛ نشانه نزدیک شدن لحظه‌ای است که دیگر هیچ دروغی نتواند جای حقیقت بایستد.

و ما از خدا می‌خواهیم دل‌هایی به ما عطا کند که غیبت، آنها را کور نکند و انتظار، سست نسازد
وما را از کسانی قرار دهد که پیش از آمدن ولیّ‌اش، شبیه او زندگی کردند وزندگی میکنند  و اگر حجت خدا ظاهر شد، از نور عدالتش نگریختندوبرخی از آنان اکنون در بین ما زندگی می‌کنند و به مدینه النبی رفت وآمد دارند.!

اللهم عجّل لولیّک الفرج، و اجعلنا من خیر أنصاره و أعوانه و المستشهدین بین یدیه/

س.م.ر
پی‌نوشت:
۱_منظور از «نظم مسلط» در این متن، نظم جهانیِ حاکم بر قدرت و معناست که انقلاب اسلامی با طرح قرائتی بدیل از عدالت، سیاست و دین، مشروعیت و انحصار معنایی آن را به چالش کشیده و به همین دلیل با فشار و تلاش برای حذف مواجه شده است، لکن آنکه رفتنی است سلطه گرِ زور گوست است ،وآنکه می‌ماند وبسترظهور را آماده می‌کند  انقلاب اسلامی ایران است، چون این انقلاب ، انقلاب  الهی وبستر ساز ظهور منجی عالم(عجل الله فرجه) است.