
ایران مقتدر وماندگار
در روزگاری که فشار معیشت، تورم و نگرانیهای زندگی روزمره ذهن و روان مردم را درگیر کرده، طبیعی است که هر صدای بلند، هر تهدید رسانهای و هر لفاظی سیاسی،برای عده ای ساده لوح بزرگتر از واقعیت خود دیده شود. اما تاریخ، بهویژه تاریخ چهلوهفتساله انقلاب اسلامی، به ما آموخته است که صدای بلند الزاماً نشانه قدرت نیست و آرامش عمیق، معمولاً از موضع اقتدار برمیخیزد. انقلابی که از دل ایمان، معنویت و اراده مردمی برخاست، در برابر جنگ تحمیلی، تحریمهای فلجکننده، ترورها، فتنهها و فشارهای همهجانبه برای تحقق یک افق تمدنی روشن ایستاد؛ افقی که در آن انسان، کرامت، عدالت و معنویت محور حیات اجتماعی باشد.
در همین چارچوب باید به یک واقعیت مهم توجه کرد. بخشی از سروصدای اخیر ترامپ، پس از ناکامی فتنه دیماه و اعتراف آشکار او به حمایت از اغتشاشگران و جمله صریح «ما در کنار شما هستیم» شکل گرفت؛ ناکامیای که نهتنها به نتیجه نرسید، بلکه به نمایش آرامش، تسلط و اطمینان رهبر معظم انقلاب انجامید. این آرامش عمیق و بیاضطراب برگرفته از ایمان به خدای متعال همان چیزی است که طرف مقابل را بیش از هر قدرت نظامی عصبانی میکند، زیرا منطق آن با منطق قدرتهای متزلزل قابل فهم نیست. قرآن کریم این جایگاه را چنین توصیف میکند که:
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ «یونس۶۲»
آگاه باشيد كه قطعاً بر اولياى خدا، نه ترسى است ونه اندوهگين مىشوند.
و همین آرامش وسکونِ مقتدرانه است که جنگ روانی دشمن را بیاثر میسازد و او را به فریاد و هیاهو میکشاند.
انقلاب اسلامی از آغاز، صرفاً یک تغییر سیاسی یا جابهجایی قدرت نبود. این حرکت، یک پروژه عمیق فکری و الهی بود که هدف نهایی آن بسترسازی برای حاکمیت صالحان بر زمین، وحدت امت اسلامی و شکلگیری نظمی جهانی مبتنی بر عدالت الهی است؛ نظمی که در آن انسانها چنان زندگی کنند که گویی هرکدام وارث پیام انبیا هستند، خیرخواه یکدیگرند و در پرتو مدیریت انسان کامل، طعم امنیت، عدالت و کرامت را بچشند. همین نگاه تمدنی است که باعث شده فشارها نه تنها این مسیر را متوقف نکند، بلکه آن را پختهتر، عمیقتر و مقاومتر سازد.
آنچه امروز از سوی آمریکا و بهویژه در لفاظیهای پرهیاهوی ترامپ دیده میشود، بیش از آنکه نشانه اراده واقعی برای جنگ باشد، تلاشی برای جنگ روانی و مصرف رسانهای است. آمریکا امروز با بحرانهای عمیق داخلی، شکافهای اجتماعی، فرسایش قدرت جهانی و افول مشروعیت اخلاقی مواجه است و طبیعی است که برای پوشاندن این ضعفها، به تهدید بیرونی متوسل شود. خود ترامپ بارها به ریشههای فکری و زیستیاش اشاره کرده و از رشد در فضای قمار و معاملهگری سخن گفته است؛ نگاهی که امروز نیز در سیاست خارجی او دیده میشود، از دستاندازی به منابع کشورهای نفتخیز گرفته تا تنش با اروپا و بیثباتی در داخل آمریکا. چنین شخصیتی اساساً در جایگاهی نیست که بتوان او را رقیب یا همتراز یک رهبر الهی و یک مکتب تمدنی دانست.
بازدارندگی ایران صرفاً به توان نظامی خلاصه نمیشود، بلکه مجموعهای هماهنگ از قدرت دفاعی، عمق منطقهای، انسجام اجتماعی، مشروعیت معنوی و تجربه مدیریت بحرانهاست. هر اقدام احتمالی علیه ایران، حتی اگر محدود تصور شود، میتواند زنجیرهای از واکنشها را فعال کند که نه قابل مهار است و نه قابل پیشبینی. این همان واقعیتی است که اتاقهای فکر آمریکا بهخوبی آن را میشناسند و به همین دلیل، تهدیدها عمدتاً در سطح رسانه باقی میمانند.
در این میان، تهدید رهبر فرزانه انقلاب اسلامی جایگاهی کاملاً متفاوت دارد. این موضوع نه یک اختلاف سیاسی معمولی، بلکه تعرض به ستون هویتی و معنوی یک امت است. عبور از این خط قرمز، بحران را از سطح نظامی و سیاسی به سطحی وجودی و تمدنی منتقل میکند که پیامدهای آن میتواند ساختارهای امنیتی و مشروعیت جهانی آمریکا را با مخاطرهای جدی روبهرو سازد. دقیقاً به همین دلیل است که این تهدیدها هرگز از دایره کلام فراتر نمیروند.
نگاهی به تاریخ نیز برای آرامشبخشی به افکار عمومی کافی است. از کارتر تا ترامپ، رؤسایجمهور متعددی در آمریکا با ادبیاتهای مختلف خواستار نابودی ایران و امامین انقلاب شدند، اما نتیجه همواره یکسان بود؛ یا رفتند، یا ناکام ماندند، یا در حافظه تاریخ محو شدند، در حالی که انقلاب اسلامی پابرجاتر از گذشته مسیر خود را ادامه داد. این همان واقعیتی است که میتوان با آرامش گفت: این نیز بگذرد.
آنچه برای مردم اهمیت دارد، درک این نکته است که آرامش امروز جامعه نه از انفعال، بلکه از اقتدار ناشی میشود. فشار اقتصادی و جنگ رسانهای ابزارهایی برای فرسایش ذهنی هستند، اما تجربه نشان داده که ملت ایران در سختترین شرایط، با صبر، ایمان و هوشمندی از این مراحل عبور کرده است. ایران امروز در نقطهای ایستاده که دشمنانش ناچار به احتیاطاند و دوستانش به آن تکیه میکنند. این موقعیت حاصل هیجان یا شعار نیست، بلکه نتیجه دههها مقاومت آگاهانه و اتکا به یک جهانبینی الهی است که آینده را نه در سایه تهدید، بلکه در پرتو عدالت و وعده الهی میبیند.
ملت مومن وشریف ایران میتوانند با اطمینان بدانند که هیاهوی رسانهای وپارس کردن های این خبیث، بخشی از یک نمایش تکراری است و واقعیت پشت صحنه، ثبات، کنترل و اقتدار است. انقلاب اسلامی مسیر خود را با آرامش، صلابت و نگاه بلندمدت ادامه میدهد؛ مسیری که نه تنها برای ایران، بلکه برای آینده امت اسلامی و انسانیت،در سراسر گیتی حامل امید و معناست.
س.م.ر
This is the message of a proud and powerful Iran.
You old yellow-haired liar, you plundering thief
If you are a man [which you are not], send that [Nave Abraham] of yours into our territory, so that you may see what the children of Prophet Abraham (Ali Nabina and his family and peace be upon him) will do to him!
We [i.e. Islamic Iran] are a great nation and a civilized country
But you have no official position or personality other than a temporary and short presidency
And you will soon lose this too, and you, like the previous presidents of America, will take to your grave the desire for victory over powerful Iran
And our great leader, dear Khamenei (may God protect him), will laugh at your barking with divine calm
And this is not a joke, but a certain prediction

١- بلحاظ قانونی هر فرد مسئول محتوای نظر ارسالی خود است ،که از طریق قانون با آی پی شناسایی و پيگيرى می شود